بودند بيشتر به نوشتن به لاتيني عادت كنند و آن را نسبتاً درست و خوب مي‌نوشتند، با اين‌همه‌، براي درك برخي جمله‌ها بايد آنها را در ذهن به زبان محلي ترجمه مي‌كردند. انسان هر قدر هم كه‌ زباني را خوب آموخته باشد، نمي‌تواند خلوص آن را در يك محيط متفاوت از نظر زباني‌ به‌خوبي حفظ كند. به‌علاوه‌، تا وقتي از مشكلات آن آگاه باشد، نمي‌تواند به آن زبان آزادانه‌ بينديشد. حتي مي‌توان گفت‌، تا وقتي معلومات او از آن زبان از روي خودآگاهي باشد، آن‌ معلومات اساساً ناقص است‌.
لاتيني يك زبان بين‌المللي بود، ولي زبان تكلّف‌آميز، و بنابراين براي تفكر خلاق ابزاري‌ بسيار ناقص بود. همه‌جاگيري لاتيني در سطح پايين ارتباطات يك مزيت به‌شمار مي‌رفت‌، ولي‌ در سطح بالاتر مانع وحشتناكي بود. به‌يك معني‌، زبان لاتيني در همه جا بود؛ ولي در مفهوم‌ عميق‌تر، زبان لاتيني در هيچ جا نبود. لاتيني‌گويان‌، هم‌چون كساني بودند كه در نمايشي كمدي‌ صورتك بر چهره زده باشند، يعني كاملاً خودشان نباشند؛ بخش عمده‌ٴ وجودشان پوشيده شده‌، محبوس گشته يا گم شده بود. هم‌چنان‌كه كولتن مي‌گويد (ص 79، 1940): ((بيش از پيش اين‌ احساس در من قوت مي‌گيرد كه آموزش و پرورش سده‌هاي ميانه قرن‌ها كوشيد تا مردم را از زبان‌ مادري‌شان جدا سازد؛ و بدين‌وسيله آنان را از عقل سليم محروم كند. استفاده از لاتيني به‌صورت‌ زباني جهاني‌، البته موجب توسعه‌ٴ دامنه‌ٴ آگاهي شد، ولي از شدت آن كاست‌.)) مي‌توان اطمينان‌ يافت به‌دلايل ضعف ذاتي زبان لاتيني بود كه سرانجام ميدان را براي زبان‌هاي محلي خالي كرد. همان فضل‌فروشاني هم كه از آن دفاع مي‌كردند و مانند آن كشيش فرانسوي زبان عامه را تحقير مي‌كردند و مي‌نوشتند: ((زبان رومي در مذاق كشيشان طعم و لذتي ندارد1)) درعين حال بي‌مزگي‌ زبان لاتيني‌شان و محدوديت ذهن خودشان را تصوير مي‌كردند. متفكران اصيل بيش از پيش به‌ زبان مادري خودشان مي‌نوشتند، زيرا از ترجمه‌ٴ انديشه‌هايشان به زباني ديگر خسته شده بودند؛ تدريجاً زبان لاتيني براي فضل‌فروشان و كودن‌ها باقي مي‌ماند، كه آگاهي‌شان از آن رفته رفته‌ ضعيف‌تر مي‌شد و بدين سان لاتيني محكوم به مرگ مي‌شد.

3. ايتاليايي‌

مهم‌ترين زبان محلي‌، از لحاظ كميت و كيفيت ايتاليايي بود، كه نه از يك جهت‌، بلكه از جهات‌ زيادي خود را اعتلا بخشيده بود و اينك‌، به‌اختصار از آن سخن خواهيم گفت‌.
بهتر است نخست از ادبيات آغاز كنيم‌. در آستانه‌ٴ قرن چهره‌ٴ سترگ دانته قرار دارد. او درحدود سال 1302 درباب فصاحت زبان عاميانه را نوشت‌، كه دفاعي بود از زبان ايتاليايي و يكي از


Petit de Julleville (2, 228, 1896) .1